و در روايتى از ضحّاك وارد است كه در تفسير قول خداى تعالى :
أُغْرِقُوا فَأُدْخِلُوا ناراً
، چنين گفته است كه : يك حالت واحده ايست در دنيا كه از يك طرف غرق ميشوند و از طرف ديگر محترق ميگردند .
و از بعضى روايت است كه او مىگفته است : يَا بَحْرُ مَتَى تَصِيرُ نَاراً ! « اى دريا چه موقع تبديل به آتش مىشوى ! »
و اين همان آتشى است كه آتشگيرانهاش مردم و سنگ مىباشد .
و اين آتش غير از آتش نفسانى است كه افروخته شده و بر دلها و قلبها طلوع كرده و پرتو انداخته است . و اين دو قسم آتشى كه ذكر شد غير از آتش حقّه ايست كه همان صورت عقليّه است كه از آن ، صورت نفسانيّهء آتش افاضه مىشود .
و اين آتش محسوس ، مثل سائر امورى است كه داراى صورت حسّى در اين عالم هستند ، و نيز داراى صورت مثالى حيوانى در دار آخرتاند كه اين صورت حسّى بدان صورت مثالى عود و بازگشت مىكند و حشرش بسوى آنست در وقتىكه اين نشأهء هَيولانيّه و مادّيّه متبدّل گردد ، و نيز داراى صورت عقلى در عالم ديگرى هستند كه ما فوق دو عالم دنيا و آخرتى كه ذكر كرديم مىباشد ، و آن صورت عقلى همانست كه دو صورت حسّى و مثالى به آن عود و بازگشت نموده و حشرشان به آنست . « 1 » »
هامش
( 1 ) « رسالة حشر » در ضمن « رسائل ملّا صدرا » از ص 355 تا ص 358