مرغان هم آوازت مجموع از اين گلخن * پرّنده به گلشن شد بگرفته نشيمنها
در بيشهء دام و دَدْ مأوى نتوان كردن * زين جاى مخوف اى جان رو جانب مأمنها
اى طاير افلاكى در دام تن خاكى * از بهر دو سه دانه وامانده ز خرمنها
بارى چو نمىيارى بيرون شدن از قالب * بر منظرهاش بنشين بگشار ره روزنها
اى مغربى مسكين اينجا چه شوى ساكن * كانجاست براى تو پرداخته مسكنها « 1 »
هامش
( 1 ) « ديوان مغربى » ص 9