و چهرههاى نيكو و حور و غلمان مشاهده مىكند ، و نيز آنچه را كه اصحاب جهنّم از سلاسل و أغلال و حميم و زَقّوم و عقربها و مارها و غيرها مىبينند ، اينها چيزهائيست كه از باطن به ظاهر بروز نموده است .
و هر صورت حسّيّهاى مادّه و هيولى است براى صورت نفسانيّه ، و هر صورت نفسانيّهاى مادّه و هيولى است براى صورت عقلانيّه . و دانستى كه : صورت ، مقام تماميّت مادّه و هَيولاست كه هيولا بدان موجودِ بالفعل مىشود ، و بقاء و كمال مادّه به صورت است ؛ پس بقاء حسّ به نفس است و بقاء نفس به عقل است و بقاء عقل به حضرت بارى تعالى است كه حقّ است و فاعل هر چيز و غايت همه چيز است و متمّم صورت تمام چيزهاست .
كيفيّت حشر بدنهاى طبيعى بسوى خداوند متعال و بازگشت صورت حسّى به صورت مثالى ، و صورت مثالى به صورت عقلى
و همچنين ميگوئيم : صورتهاى حسّيّه قالبهاى صورتهاى خياليّه است ، و آن صورتهاى خياليّه ارواح اين صورتهاى حسّيّه است ، و صورتهاى خياليّه قالبهاى صورتهاى عقليّه است ، و آن صورتهاى عقليّه حقائق اين صورتهاى خياليّه است ؛ بنابراين حشر بدنهاى طبيعى به بدنهاى اخروى ، و حشر بدنهاى اخروى به صورتهاى عقليّه ، و حشر صورتهاى عقليّه بسوى خداوند تعالى مىباشد .
فيلسوف درميمر هشتم گفته است : هيولاى عقل جدّاً شريف است ، چون بساطت عقليّه دارد ، با اين تفاوت كه عقل انبساطش از آن بيشتر است و بدان محيط است ؛ و هيولاى نفس ( كه همان بدن