آخرت ، مانند منزلهاى دنيا از نقطهء نظر لطافت و كثافت متفاوت است و از نقطهء نظر قرب بسوى خدا و بُعد از خدا نيز داراى رتبههاى مختلفى است ، و ميعاد خلائق در آخرت برحسب مراتب مختلف آنها در دنياست ؛ پس موجوداتى كه اشرف هستند به اشرف و موجودات أخسّ به اخسّ بازگشت مىنمايند .
و هر گاه كه صورتى در اين عالم از رتبهء پستى به مرتبهء شرف انتقال يابد و از رتبهء نقص به مرتبهء كمال ارتقاء يابد ، مثل آنكه مثلًا صورت جماد مبدّل به صورت نبات گردد و يا صورت نبات مبدّل به صورت حيوان شود ، معاد آن صورت ، معاد آن صورتى خواهد بود كه فعلًا به آن مبدّل شده است .
و اين بعينه مثل آنست كه مرد كافرى مسلمان شود و يا مرد فاجر و فاسقى از فسق و فجور خود توبه كند و مرد فاضل و صالحى شود ، معاد او كه سابقاً به بعضى از طبقات جحيم و درهاى جهنّم بوده است فعلًا به بعضى از طبقات بهشت و درهاى آن بر حسب مقام و حال او در دنيا مىباشد .
هر موجودى از موجودات طبيعيّهء مادّيّه داراى يك صورت مثالى و يك صورت عقلى مىباشد
بنابراين هيچ موجودى از موجودات طبيعيّهء مادّيّه نيست مگر اينكه براى آن موجود يك صورت مثالى در آخرت هست ، و از براى آن صورت مثالى يك صورت عقلى در عالمى بالاتر از آن هست كه آن دار المقرَّبين و مقعد العلِّيّين است .
و دليل بر اينكه در باطن هر صورت حسّى يك صورت مثالى هست كه آن صورت حسّى به آن قائم است و معاد و بازگشتش بسوى