درآورد ، و اگر آن نباشد اين صورت ناقص وجود پيدا نمىكند ؛ زيرا كه ناقص به ذات خود نمىتواند قائم باشد مگر بواسطهء وجود كامل ، و قوّه و امكان نمىتوانند بوده باشند مگر به فعليّت و وجوب .
پس كمال ، پيوسته قبل از نقص مىباشد ، و وجوب دائماً قبل از امكان است ، و ما بِالفِعل هميشه قبل از ما بِالقُوَّه است .
و آنچه مردم را در غلط و اشتباه مىاندازد اينست كه پيوسته مىبينند كه در اين عالم ، قوّه و نقص بر فعليّت و كمال ، تقدّم زمانى دارند ، مانند تخم گياه كه بر ميوه و مانند نطفه كه بر حيوان تقدّم زمانى دارند ؛ و نميدانند كه اين متقدّم زمانى از اسباب ذاتيّهء معلول نيست ، بلكه موجب آمادگى مادّه و مهيّا كردن آن براى قبول صورت از مبدأ ذاتى آن ميگردد .
پس بنابراين ، ثابت و محقّق شد كه براى هر يك از صورتهاى عنصرى و صورتهاى جمادى ، صورت ديگر كاملى است كه در ذات صورتها بوده و نهان از چشم ماست و به آن صورتها نزديك است ، و البتّه آن صورت پنهان كامل نمىتواند بدون واسطه ، خودِ عقل فعّال بوده باشد ، چون ما اشاره كردهايم كه چيز أدنى از چيز اعلى نمىتواند صادر شود مگر بواسطهء شىء متوسّطى كه متناسب با هر دو جانب بوده باشد .
بنابراين با هر يك از اين صورتهاى خارجى يك صورت غيبى هست كه صورت خارجى ، شهادت و حضور اوست ، و آخرتى هست كه اين صورت خارجى ، دنياى اوست ؛ مگر آنكه منزلهاى
معاد شناسى (فارسى) — صفحة 251
مساهمون: السيد محمد حسين الطهراني
ص٢٥١