تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معاد شناسى (فارسى) — صفحة 220

مساهمون:

ص٢٢٠
عبور دهد !
وَ يَوْمَ يُعْرَضُ الَّذِينَ كَفَرُوا عَلَى النَّارِ أَ لَيْسَ هذا بِالْحَقِّ
. « 1 » « و در روزى كه عرضه ميدارند آن كسانى را كه كافر شده‌اند بر آتش ، به آنها گفته مىشود : آيا اين حقّ نيست ؟ » انسان اگر فرضاً در آنجا هر چيزى را بتواند انكار كند ، موجوديّت خودش را نمىتواند انكار نمايد ؛ و آثار و لوازم و خصائص خود را كه مترشّح از وجود اوست ، نمىتواند منكر شود . در آن وقت انسان افعال و كردار خود را كه تبديل به آتش شده است ، به نحو علم حضورى وجدان مىكند ؛ و چنان واضح و روشن است كه به نحو « استفهام تقريرى » از او پرسش مىشود كه : آيا اين حقّ نيست ؟ آرى حقّ است و هيچ حقّى چون اين روشن و واضح نيست . اينست حقيقت معاد ؛ نه تنها معاد روحانى ، و نه تنها معاد جسمانى كه بگوئيم ذرّه‌اى از موادّ اصليّه را خدا باقى ميگذارد ، و چنين و چنان مىشود ، كه سراپا اشتباه است . اشتباهى است كه در بعضى از آن مقدّمات هفتگانه يا در همهء آنها رخ داده و در نتيجه چنين پنداشته‌اند ؛ مثلًا چنين دانسته‌اند كه عالم معاد در عرضِ اين عالم است و پس از گذشتن زمان اين دنيا ، عالم برزخ و قيامت شروع مىشود .

مقدّمات هفتگانه ، معاد مادّى عنصرى را نيز ، ثابت مىكند

روى مقدّماتى كه بيان شد واضح شد كه : عالم معاد در طول اين عالم است ، نه در عرض آن
هامش
( 1 ) . صدر آيه 34 ، از سورهء 46 : الاحقاف