از زمانى كه متولّد شده تا هنگام مرگ .
و تمام اين زمان طولانى و دراز را با تمام جزئيّاتش و حالاتش و لحظاتش ، از أعمال خير و از أعمال شرّ و نيّات و افكار و اخلاق و ملكات و عقائدش ، در يك لحظه واجد مىشود ، و آن لحظه هم ، لحظهاى نيست كه از بين برود چون آنجا عالم زمان نيست ، تدريج و تغيّر و تبدّل نيست ؛ واجديّت است .
عالم عرض و حضور انسان در پيشگاه خداوند عزّ و جلّ
بسيار عالم شگفتآورى است كه انسان مسيطر و مهيمن بر خود و بر جميع اعمال خودش بشود و ببيند چه خبرها هست ! و چه كارهائى را انجام داده است ! و اين را عالم عَرْض ميگويند .
يكى از عوالمى كه در پيش داريم بعد از عالم حشر و نشر ، عالم عرض است .
عالم حشر كه همان عالم جمع بود ؛ و عالم نشر عالم باز شدن و بقاء و گسترش نفس در كثرات خود بود ؛ عالم عرض بعد از بقاء بوده و انسانِ محيط بر أعمال و كردارش را ، در پيشگاه حضرت پروردگار عرضه ميدارند و انسان خودش را با تمام چيزهائى كه فرستاده چه در سابق الايّام و چه در زمانهاى اخير وجدان مىكند ؛
عَلِمَتْ نَفْسٌ ما قَدَّمَتْ وَ أَخَّرَتْ
« 1 » ؛ و همه را در محضر پروردگار معروض ميدارند :
مقام عرض كفّار بر آتش دوزخ
وَ عُرِضُوا عَلى رَبِّكَ صَفًّا لَقَدْ جِئْتُمُونا كَما خَلَقْناكُمْ أَوَّلَ مَرَّةٍ بَلْ زَعَمْتُمْ أَلَّنْ نَجْعَلَ لَكُمْ مَوْعِداً
« 2 »
هامش
( 1 ) آيه 5 ، از سورهء 82 : الانفطار
( 2 ) آيه 48 ، از سورهء 18 : الكهف