سلامت فطرتش از آفتِ اعوجاج و انحراف ، و مرض حسد و عناد ، و اعتياد به عصبيّت و افتخار و استكبار ، براى او شكّ و ترديدى در مسألهء معاد و حشر نفوس و اجساد باقى نمىماند ؛ و بطور يقين ميداند و حكم مىكند به اينكه : اين بدن بعينه در روز قيامت محشور مىشود به صورت جسد ؛ و براى او منكشف مىشود كه « مُعاد » در روز بازپسين ، مجموع نفس و بدن بعينهما و شخصهما خواهند بود ؛ و آنچه در قيامت مبعوث ميگردد خود اين بدن است ، نه بدن ديگرى كه با او مباين بوده باشد ، خواه آن بدنْ عنصرى باشد همچنان كه جمعى از اسلاميّون به آن معتقدند ، يا مثالى باشد چنان كه إشراقيّون به آن معتقدند .
و آنچه گفتيم همان اعتقاد صحيح و مطابق با شريعت و ملّت ، و موافق با برهان و حكمت است .
پس كسى كه به گفتار ما ايمان آورد و آن را تصديق كند ، به روز جزاء ايمان آورده است و از مؤمنان حقيقى گرديده است . و قصور و كوتاهى از آن ، خذلان و قصور از درجهء عرفان و قول به اين است كه : اكثر قوا و طبايع از بلوغ و رسيدن به غاياتشان و از وصول به كمالاتشان و به نتائج شوقها و حركتهايشان به حال تعطيل درآمدهاند .
و لازمهاش اينست كه آنچه را كه خداوند در غرائز طبيعتهاى كونيّه و سرشتها و جبلّىهاى عالم خارج قرار داده است از طلب كمال و توجّه به ما فوق خودشان ، همه هَباء و بى نتيجه و عبث و هدر
معاد شناسى (فارسى) — صفحة 222
مساهمون: السيد محمد حسين الطهراني
ص٢٢٢