تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معاد شناسى (فارسى) — صفحة 216

مساهمون:

ص٢١٦
نامهء عمل ، كتاب تكوين است كه در عالم خارج و عالم كون و هستى مدوَّن است ؛ كتاب تحقّق است . در آن كتاب هستى و كون و وجود ، آنچه از انسان مُكوَّن شده است ، حاضر مىشود . خودِ نفسِ عمل ، حقيقتش در كتاب تكوين است و براى انسان مشاهَد مىشود . نه بدين معنى كه انسان عملش را مىبيند ، مانند كسى كه مثلًا پردهء سينما را مىبيند و در آن جرياناتى را مىبيند ، از جمله اعمالى را كه خودش انجام داده است ؛ نه ، اين‌طور نيست .

سيطرهء انسان بر اعمالش در مقام بقاءِ بالله ، به علم حضورى است نه حصولى

علمى كه انسان به أعمالش پيدا مىكند ، علم حضورى است ، نه حصولى ؛ يعنى آن معلوم ، خارج از حيطهء نفس خودش نيست ، از علوم نفس است و نفسْ احاطهء بر آن علوم و بر خودش دارد ؛ چون در مقام تجرّد ، اشراق كرده و به مقام بقاء رسيده و از فناء بيرون آمده و بعد الفناء ، بقاءِ بالله پيدا نموده است . لذا با آن حالت تجرّد ، سيطره پيدا مىكند بر عالم كثرت خودش . و همانطور كه ما الآن بر تمام قواى خود احاطه داريم ، يعنى تمام قواى ما براى ما موجوديّت دارد : الآن ذهن ما براى ماست ، عقل ما براى ماست ، حسّ مشترك ما ، قوّهء حافظه و قوّهء واهمهء ما ، همه براى ماست ، و ما نسبت به اين قواى خود علم حضورى داريم ، نه علم حصولى ؛ همينطور در آنجا انسان نسبت به جميع أعمالش علم حضورى پيدا مىكند و مُهَيمِن و مُسَيطر بر حقيقت اعمالش ميگردد ،