و در عرض اين عالم ؛ يعنى ما كه در اين دنيا قطعات زمان را يكى پس از ديگرى طىّ مىكنيم ، چون تمام شد به دنبال آن و در رديف همين سلسله از زمان به برزخ وارد مىشويم ؛ و باز همينطور پس از آنكه در همين رديف از زمان ، برزخ تمام شد ، ما وارد قيامت ميگرديم .
و در قيامت هم به همين منوال زمان است يكى پس از ديگرى تا خدا خدائى كند زمان است .
اينطور نيست . و بسيارى از اشكالات و اشتباهاتى كه مردم دارند و در ذهنشان هست ، چه بر زبان بياورند يا نياورند ، ناشى از اينست كه مطلب را اينطور فهميدهاند ، درحالىكه اينطور نيست .
ميگويند : خوب ، بعد از قيامت چه مىشود ؟ يك ميليون سال ديگر گذشت ، بعداً چه مىشود ؟ دو ميليون سال ديگر گذشت ، بعداً چه مىشود ؟
معناى تقدّم و تأخّر عوالم طبع و برزخ و قيامت نسبت به يكديگر
قيامت در عرض اين عالم نيست ، و تمام اين سؤالات بيجاست .
بيان اين حقيقت : عوالم تو در توست ؛ يعنى عالم برزخ يك عالمى نيست به دنبال زمانىِ اين عالم ؛ يك عالمى است كه بر اين عالم مادّه و طبيعت ما احاطه دارد ، و الآن هم هست ، نه اينكه بعداً بوجود مىآيد ؛ عالم نفس و قيامت بر ما احاطه دارد ، بر عالم طبيعت و مادّه و بر عالم برزخ هر دو احاطه دارد .
پس عالم نفس و قيامت موجود است ؛ نه اينكه بعداً موجود