تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معاد شناسى (فارسى) — صفحة 190

مساهمون:

ص١٩٠
« در تمام اين امور ، اى پروردگار من ! حجّت براى تست كه بر من اقامه ميفرمائى ! و در آنچه از قضا و قدر و احكام تو بر من جارى شده است ، من حجّتى بر تو ندارم » .

مقدّمهء پنجم : معاد در طول اين عالم است ، نه در عرض آن

مقدّمهء پنجم : معاد رجوع به خداست و آن در عرض اين عالم نيست ، بلكه در طول اين عالم است ؛ و براى روشن شدن اين مقصود و وضوح اين مرام ميگوئيم : مردم عامّى چنين مىپندارند كه : در يك زمانى خداوند عزّ و جلّ آدم را در بهشت خلق فرمود ، و بعد شيطان را به آدم مسلّط كرد و بعد آدم را از بهشت بيرون كرد و در زمان بعد ، آدم به روى زمين آمد ، و همينطور پيوسته زمانى به دنبال زمان ديگرى تا به زمان ما رسيد و ما متولّد شديم و در امتداد زمانى ، عمرى مىكنيم و سپس مىميريم ، و به دنبال آن در يك زمان بعدى برزخى داريم ، و چون آن زمان سپرى شد در زمان بعد به قيامت ميرويم . عالَم مثال كه قبل از اين عالم بوده ، « زمانى » بوده است و در عَرض اين عالم ؛ و عالم برزخ هم كه بعد از اين عالم است ، « زمانى » است
هامش
ياد گرفتن دعاى خضر آمده‌ام . حضرت فرمود : اى كميل بنشين ! و چون اين دعا را حفظ كردى ، بخوان آن را در هر شب جمعه ! يا در هر ماهى يك بار ، و يا در هر سالى يك بار ، و يا در تمام مدّت عمرت يك بار ؛ از بلاها در امان خواهى بود و مورد نصرت خداوند و روزى خدا قرار ميگيرى ! و هيچگاه مغفرت خدا از تو روى نخواهد گردانيد ! اى كميل ! همنشينى زياد تو با ما ايجاب نمود تا ما به درخواست تو پاسخ دهيم و از كانِ جود ما بهرمند گردى !