نفس كردار و رفتار اوست كه در پرتو نور توحيد ، واقعيّت خود را نشان ميدهند .
چون ، در بين بزرگان بحث است در اينكه آيا آنچه در قيامت بواسطهء پاداش أعمال انسان به انسان ميرسد ، يك امر خارجى است كه به عنوان مزد و جزا داده مىشود ؟ و يا اينكه تجسّم أعمال و عين بروز و ظهور كردار اوست ؟
جزاى اعمال انسان در قيامت ، بروز و ظهور خودِ افعال اوست
و ما در مباحث عالم مثال و برزخ بطور مستوفى از آيات قرآنيّه و روايات وارده از ائمّهء معصومين اثبات كرديم كه جزاى اعمال ، از أعمال خارج نيست و بلكه نفس تجسّم اعمال و بروز و ظهور خود افعال است . و مرحوم صدر المتألّهين در مواضع بسيارى چه در « أسفار » و چه در سائر كتب خود اين مطلب را مُبرهن ساخته است . و لذا در روز قيامت انسان حجّتى بر خداوند نمىتواند اقامه كند ، بلكه حجّت خداوند پيوسته بر انسان تمام است چون انسان نفس عمل خود را مىنگرد ، و بهشت و دوزخ عين كردار اوست كه به صورتهاى ملكوتى جلوه كردهاند ؛
وَ ما رَبُّكَ بِظَلَّامٍ لِلْعَبِيدِ
« 1 »
.
« و پروردگار تو هيچگاه بر بندگان خود ستم روا نميدارد . »
در اين صورت كه انسان مىبيند وَقود و آتشگيرانهء جهنّم نفس مدركات قلب او و نيّات باطل اوست ، و بهشت و حورالعين
وَ رِضْوانٌ مِنَ اللَّهِ أَكْبَرُ
نفس پديدههاى ذهنى و خلوص و اخلاص اوست ، ديگر در نزد خداوند چه حجّتى مىتواند اقامه كند ؟ و چگونه خدا را
هامش
( 1 ) ذيل آيه 46 ، از سورهء 41 : فصّلت