تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معاد شناسى (فارسى) — صفحة 181

مساهمون:

ص١٨١
ما تا به حال زنده‌ايم ، از حالا به بعد ممكن است معدوم بشويم و بكلّى فانى و نابود گرديم ، ولى وجودى كه تا به حال پيدا كرده‌ايم ديگر قابل عدم نيست ؛ شما نمىتوانيد چيز موجود شده را معدوم كنيد در همان زمانى كه موجود شده است ؛ در زمان بعد معدومش مىكنيد ، كتابچه را مىسوزانيد ، نوشته‌اش را محو مىكنيد ، آن را در آب مىافكنيد ؛ امّا در زمان‌هاى بعدى اين كارها انجام مىگيرد ؛ در آن زمان كه كتابچه نوشته شد ، ديگر آن نوشتهء آن زمانى ، قابل تغيير و تبديل نيست . نامهء عمل كه نوشته شد ، در زمان بعد ممكن است معدوم گردد ، ولى در آن زمان قابل عدم نيست . از اوّل صبح تا به حال ، ما كارهائى را انجام داده‌ايم ، تمام عوالم اگر جمع شوند و دست به دست يكديگر دهند و بگويند اين كارها انجام نشده است ، نمىشود ؛ انجام داده‌ايم و لباس هستى پوشيد . خداوند ممكنست نسبت به معاصى مؤاخذه نكند ، روى آن أعمال سرپوش بگذارد و زير حجاب مخفى كند ، به فرشتگان بگويد : ننويسيد ! و يا آنها را با ارادهء خود از رؤيت و نوشتن اعمال منصرف كند ؛ تمام اينها ممكنست ؛ ولى نفس عمل معدوم بشود اين محال است .

مقدّمهء سوّم : هر موجودى از موجودات طبيعى ، مُلكى دارد و ملكوتى

مقدّمهء سوّم : موجوداتى را كه ما در خارج مشاهده مىكنيم ظاهرى دارند و باطنى . هر موجودى از موجودات طبيعى ، جسمى دارد و روحى ، مُلكى دارد و ملكوتى .