طاعت و يا معصيت - بواسطهء مرور زمان از نظر ما پنهان ميگردند ، در عين آنكه وجود و هستى خود را حفظ مىكنند و به هيچ وجه دستخوش بوار و زوال واقع نمىشوند .
و علّت آن اينست كه : ما موجودى هستيم زمانىّ ، و با تدريج زمان متدرّجاً رو به جلو حركت داريم ؛ وقتى در اين زمان باشيم ، موجوداتى را كه در اين لحظه است مىيابيم و وجدان مىكنيم و ادراك مىنمائيم ، امّا موجوداتى كه در لحظهء قبل بوده از نظر ما مخفى شده است ، و موجوداتى را كه در لحظهء بعد مىآيند هنوز كه نيامدهاند نمىبينيم و احاطهاى بر آنها نداريم ؛ پس ما فقط آنِ خود را ادراك مىكنيم ؛ نه ساعت فعلى و يا دقيقهء فعلى را . چون ساعت و دقيقه ، مركّب از لحظات و آناتى است ، و ما از آن فقط به يك لحظه و به يك آنِ فعلى واقف ، و از بقيّه دور و بركناريم .
ما از زمانى كه در اين دنيا آفريده شدهايم ، با موجودات اين دنيا منطبق ، و با آنها در يك كاروان واحدِ زمان رو به جلو حركت داريم و از اين موجودات و از هستى خودمان فقط و فقط يك آنِ زمان متصرّم را ادراك ؛ و بكلّى از اين كاروان ، چه در زمان سابق و چه در زمان لاحق جدا بوده و از آن وجودهاى مسلّم و ثابت جز خاطرهاى در ذهن ما بيش نمىماند .
مادّهء ما از زمانِ تولّد موجودى بود سيّال و در ذات خود متحرّك ، همانطور كه خود زمان هم موجودى است متحرّك و سيّال ، و واحد متّصلى است كه هيچگاه نمىايستد و از حركت دست بر نميدارد و در
معاد شناسى (فارسى) — صفحة 178
مساهمون: السيد محمد حسين الطهراني
ص١٧٨