نور و تاريكى ، و حرارت و برودت با هم مجتمع نمىشوند ؛ آرى ممكنست اين چيز در لحظهاى نورانى باشد و در لحظهء ديگر تاريك ، در اين لحظه گرم باشد و در لحظهء ديگر سرد ، در اين وقت موجود باشد و در وقت ديگر معدوم .
پس اگر اين چيزِ موجود ، معدوم شد ، با تمام خصوصيّاتش معدوم نشده است ؛ زيرا از جملهء خصوصيّات آن ، زمان بوده است ؛ يعنى موجودى كه در يك ساعت قبل بوده ، زمانِ يك ساعت قبل در تحقّق آن دخالت داشته است . پس اگر در اين ساعت فعلى معدوم شد ، آن چيز يك ساعت قبل از نقطهء نظر آن زمان و به قيد آن زمان يعنى در آن زمان ، معدوم نشده است ؛ آن چيز در يك ساعت قبل با اين قيد و خصوصيّت پيوسته ثابت و باقى است و در عالم دهر و جهان تحقّق و هستى زوال پذير نيست .
آن چيزى كه در يك ساعت قبل بود در ساعت بعد معدوم شد ، يعنى قيد ساعت قبل را از آن برداشتيم و آن چيز در ساعت بعد معدوم شد .
از زمان اوّلِ خلقت عالم ، از زمان آدم تا قيامت ، و قبل از خلقت اين عالم در سلسلهء موجودات طوليّه كه در سلسلهء مدارج در فوق اين عالم هستند ، مثل عقول مفارقه و نفوس ملائكه و موجودات عالم عِلوى و روح و اسماء و صفات كلّيّهء الهيّه ، از ذات اقدس حضرت أحديّت جلّ و عزّ گرفته تا عالم كثرت و طبع و مادّة الموادّ و حتّى يك پشّه و يك ذرّه كه وجود پيدا كرده است ، محال است عدم پيدا كند .
معاد شناسى (فارسى) — صفحة 180
مساهمون: السيد محمد حسين الطهراني
ص١٨٠