تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معاد شناسى (فارسى) — صفحة 179

مساهمون:

ص١٧٩
جائى درجا نميزند ، بلكه ما مىبينيم كه اين زمان بطور مداوم و مستمرّ ، دائم در حركت است و در ذات و واقعيّت خودش متحرّك است ؛ و ما هم كه زمانىّ هستيم يعنى وجود ما بر زمان و حركت امتدادى آن منطبق است ، با آن تدريج و حركت زمان پيوسته و بطور مداوم در حركت ، و در سمت جلو به راه مىافتيم تا وقتى كه از دنيا ميرويم ، و بعد از آن كه برزخ را هم كه آن هم زمانيست ، طىّ كرديم و فناء در ذات حقّ شديم ، بالاخره در سير خود به نقطه‌اى خواهيم رسيد كه از زمان بالاتر و محيط بر آن خواهيم بود ، و در آن وقت تمام آنات و لحظات گذشته را ادراك ، و همه در نزد ما مشهود و حاضر است . در اين دنيا كه ميگوئيم : ساعتِ قبل گذشت و أفعال و وقايع واقع در آن ساعت گذشت ، معنايش اين نيست كه از بين رفت و عدم و نيست شد ؛ ساعت قبل و موجودات واقع در آن از نظر ما پنهان‌اند .

تمام موجودات در ظرف خود ثابت و باقى هستند

تمام موجودات ارضى و سمائى از نفوس انسانى و حيوانى و نباتى و جمادات و هر چه فرض كنيم كه سابقاً بوده و الآن نيست ، در ظرف الآن نيستند ؛ ولى در ظرف تحقّق خود هستند و قابل زوال و فناء نمىباشند . زيرا كه اين موجودات در آن زمان موجود بودند ، و چيزى كه موجود شد ديگر عروض عدم بر آن با تمام خصوصيّات سابقهء آن محال است ؛ موجود معدوم نمىگردد ، وجود و عدم دو چيز در صورت امكان متناقضند .