مىنمايند . « 1 »
بارى ، مسائل معاد قدرى غموض و پيچيدگى دارد و با مطلب فلسفى و مجرّد براهين آن به تنهائى ، اقامهء آن مشكل است . و سرّ مطلب اينست كه : معاد از ماوراءِ عالم حسّ و شهادت گفتگو دارد ، و براى كسانى كه به هيچ وجه من الوجوه با آن عوالم و نشآت آشنائى ندارند و صرفاً بر اساس قياس و برهان ميخواهند آن مسائل را بررسى نمايند ، آسان به نظر نميرسد ؛ و لذا غالباً از مسائل عرفان و شهودات اهل شهود و مكاشفات اهل حقّ و روايات وارده از معصومين عليهم السّلام و آيات قرآنيّه استمداد مىشود ؛ و حقّاً آنها راه گشاى خوبى براى تأييد و تعيين حدود برهانيّه هستند .
ورود در مسائل عقليّهء اعتقاديّه بدون اطّلاع كافى از علوم عقليّه خطر دارد
و براى كسانى كه از علوم عقليّه و حكمت متعاليهء اسلام بهرهء كافى ندارند ، انغمار و خوض در اين مسائل بطريق استدلال و برهان خطر دارد ؛ چون مانند متكلّمين نتائج ادلّهء آنها عقيم ؛ و به عوض پاسدارى از عقائد حقّهء شيعه و اسلام و حفظ و حراست آنها از گزند آفات مُلحدين و مغرضين و معاندين ، آن اصول متقنه و حقّه و واقعيّه را بطور سخيف و بى بنيان و بدون بنيادى معرّفى مىكنند ؛ و در نتيجه با طرح اين مسائل غامضه و عدم كفايت فكرى آنان ، موجب بى اعتقادى مردم و اهل دقّت مىشوند .
صدر المتألّهين ميفرمايد : « براى اهل نظر و بحث در امر معاد اثباتاً و نفياً ، مباحثات و مشاجراتى از دو طرف پيش آمده است كه
هامش
( 1 ) « أسفار » طبع حروفى ، ج 9 ، ص 202 تا ص 205