از اجزاء فضليّهء اينها پيدا شده است .
اگر اين جواب را بگويند ، كه بالاخره هم بايد ملتزم بشوند به اين گفتار ، به اينها گفته مىشود : ما بين اجزاء اصليّه و فضليّه تفاوتى نمىبينيم ! و اصولًا اينكه شما اجزاء اصليّه و فضليّه درست كرده ايد ! يعنى چه ؟
چون شما در گير افتادهايد و در مخمصه واقع شدهايد ، فرض كردهايد كه آدم يا اولاد او يك اجزاء اصليّهاى داشتند و يك اجزاء فضليّه !
ما مىپرسيم : اين اجزاء اصليّه كدامست ؟ و اجزاء فضليّه كدام ؟ به ما نشان بدهيد !
ميگويند : اجزاء اصليّه آن اجزاء اوّلين است كه اصل انسان از آنها بوده است .
ميگوئيم : كدامست ؟ آيا آن طفل نوزادى است كه به دنيا مىآيد ؟
ميگويند : آرى !
ميگوئيم : اين طفل قبلًا كه در شكم مادر بود چيزهائى به او اضافه شد تا اين كودك كامل شد و به دنيا آمد ، آن اجزاء اصليّهء جنين و طفل در رحم چه بوده است ؟
ميگويند : اجزاء اصليّهاش همان قطرهء نطفه بوده ؛ چون در رحم قرار گرفت دائماً اضافاتى بر آن زياده شد و رشد كرد تا بدين سرحدّ رسيد .
ميگوئيم : آيا اجزاء اصليّه ، تمام نطفه بوده است ؛ يا مقدارى از
معاد شناسى (فارسى) — صفحة 146
مساهمون: السيد محمد حسين الطهراني
ص١٤٦