به عالم شهادت ؛ و آن ، عالم ارواح است و اين ، عالم اجساد .
و همانطور كه « روح » باطن جسد است ، عالم آخرت نيز باطن دنياست .
بارى چون اثبات طورى ديگر از وجود كه مخالف اين وجود طبيعىِ وضعى است و اثبات نشأهء ديگرى كه با اين نشأهء ظاهر مباينت دارد ، كار مشكل و صعب الفهم بود و از اذهان اكثر مردم دور ، و قابل هضم و ادراك نبود لذا انكار كردند و در مقام خصومت برآمدند .
و علاوه بر اين ، به جهت انس و الفت داشتن با اين جسدها و شهوات و أميال و لذّتهاى اين جسدها بر آنان مشكل بود كه آن را ترك كنند و به دنبال عالم ديگرى كه با اين عالم تضادّ دارد بروند .
و بدين سبب از تدبّر در حقيقت و كيفيّت آن عالم اعراض كردند و از آيات و نشانههاى آن روى گردانيدند ؛ همچنان كه خداوند تعالى ميفرمايد :
وَ كَأَيِّنْ مِنْ آيَةٍ فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ يَمُرُّونَ عَلَيْها وَ هُمْ عَنْها مُعْرِضُونَ
. « 1 »
« و چه بسيار از آياتى كه در آسمانها و زمين است ، و ايشان بر آن آيات مرور نموده و از آن اعراض مىنمايند . »
وَ رَضُوا بِالْحَياةِ الدُّنْيا وَ اطْمَأَنُّوا بِها
. « 2 »
« و به حيات دنيوى راضى شدند و بدان اعتماد نموده و دل
هامش
( 1 ) آيه 105 ، از سورهء 12 : يوسف
( 2 ) قسمتى از آيه 7 ، از سورهء 10 : يونس