مرام خودش ، نقل كرده است كه حقّاً از مفاد و مضمون آيات خارج ، و مىتوان گفت تحريف معنوى در آيات است . و ما براى عدم تطويل از ذكر آنها خوددارى كرديم .
ردّ ملّا صدرا استدلالات فخر رازى را
و پس از آن ملّا صدرا فرموده است :
اين تقريب نهايت چيزيست كه فهم اهل كلام بدان رسيده ، و آخرين مرحلهاى است كه نظر علماء رسوم « 1 » در اثبات نشأهء آخرت و حشر اجسام و نشر ارواح و نفوس بدان رسيده است .
و با قطع نظر از جهات خدشه و منعى كه در استدلال اوست و با قطع نظر از تحريف آيات قرآن از معانى خود و از اغراضى كه به اين آيات تعلّق دارد و بر آن اساس اين آيات آورده شده و براى إفادهء آن جهات است - كما اينكه اشاره خواهيم نمود - ، آنچه را كه اين مرد تقرير و تصوير كرده است اصولًا به هيچ وجه من الوجوه اثبات نشأهء آخرت و بيان ايمان به روز قيامت نيست .
چون آنچه از تصوير كلام و تحرير مرامش معلوم مىشود اينست كه : ممكن است اجزاء متفرّقه و پراكنده شده در مكانهاى متعدّد و جهات مختلفهء از دنيا ، مجتمع گردند و منضمّاً بعضى با بعضى ديگر در مكان واحدى قرار گيرند ؛ و سپس يك صورتى كه مماثل صورت سابقِ معدوم باشد بر آن افاضه شود ؛ و پس از آن ، روح از عالم تجرّد و قدس خود ، بعد از گذشت دورانهاى بسيارى كه در آنها در رَوح و راحت بوده است ، براى مرتبهء ديگر به اين عالم دنيا بازگشت كند و به
هامش
( 1 ) عالمان به علوم رسمى و اصطلاحى و اهل ظاهر - ( م )