تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معاد شناسى (فارسى) — صفحة 103

مساهمون:

ص١٠٣
و معدوم با هم متناقضند ؛ سپيدى و سياهى با هم جمع نمىشوند . آيا مىشود چراغهاى اين مسجد روشن باشد و در همان آن تاريك باشد ؟ اين غلط است . بلى مىشود در يك لحظه روشن و در لحظهء ديگر تاريك باشند و پس از آن روشن و سپس تاريك گردند . روشنائىها و تاريكىها متعاقب يكديگر ممكن است پيدا شود ، ولى در زمان واحد محال است . اگر كسى لباس وجود پوشيد و در زمان ديگر معدوم شد ، اين شخص در زمان بعد معدوم است ، ولى آيا مىتوان گفت : در زمان قبل هم معدوم است ؟ بنده الآن زنده‌ام ، بعد ميروم به رحمت خدا إن شاء الله ؛ در آن وقت زندگى طبيعى را ندارم ؛ ولى مىشود گفت : الآن زنده نيستم ؟ الآن زنده هستم و إلى الأبد من در ظرف الآن زنده‌ام ؛ مرده نيستم .

موجودات گذشته و آينده در ظرف خود موجود هستند

چون زندگى در اين صفحه از زمان مفروض است و وجود در اين قطعه مفروض است ؛ در لحظهء بعد وجود در اين قطعه عوض نمىشود عدم بر آن عارض نمىشود ، وجود در صفحهء بعد و قطعهء بعد تبديل به عدم مىشود ، آن ربطى به اين صفحه از زمان ندارد . پس بنابراين ، روى اين برهان هر موجودى كه در عالم لباس وجود پوشيد عدم نسبت به او محال است . هر چيز كه موجود شد معدوم شدنش محال است . اين ستون الآن مسجد را نگه ميدارد ؛ درحالىكه دارد