حقيقت نفى آلههاى را نمودند كه وثنيّت در فوق ارباب انواع ، چون عقول كلّيّه قرار داده ؛ و « صابئين » و « بَرَهما » و « سيوا » و « وِشنو » آنها را مىپرستيدند . و باز اين مطلب را تأكيد كردند كه
لَقَدْ قُلْنا إِذاً شَطَطاً
، و اعلان نمودند كه اين گفتارى است مقرون به ظلم و تجاوز و غلوّ در حقّ مخلوق كه او را به درجهء خالق بالا مىبرد .
و سپس باز بر قوم خود حمله آورده و با قول به اينكه آنان غير از خدا را مىپرستند ، و چرا دليل و حجّت قاطعى نمىآورند ؛ فلسفهء آنها را ابطال مىنمايند .
و بالجمله چون در مقابل وثنيّت كه خود داراى فلسفه بودهاند ، اينان قيام نمودند و جهاراً اعلان توحيد در دادند ، و مورد سوء قصد و ضرب و قتل واقع مىشدند ؛ به ناچار از شهر گريخته و براى حفظ جان خود ، در ميان كهف كه مستقرّ رحمت خدا بود مأوى گرفتند .
خداوند نيز مَقدم ميهمانان خود را گرامى داشته ، بر گوش آنان چون لاى لاى كودكان كه به خواب روند نغمههاى ذوق و شوق و جذبات رحمت الهيّه برسانيد تا در آن مكان مرتفع و متّسع آرميدند . و پيوسته چون مادر مهربان كه طفل به گاهواره سپارد و خود بيدار آن را تكان دهد ، آنها را به چپ و راست ميگردانيد تا بدنشان كهنه نگردد و نپوسد ، و از نسيم وارد در غار استفاده كنند ، و از آفتاب و تابش آن در امان باشند .
حكمت داستان اصحاب كهف ، ارائه بعث و معاد است
8 - حكمت خوابيدن و بيدار شدن اصحاب كهف چه بود ؟
آياتى كه در اين زمينه وارد شده است و داستان آنان را از امور