درگذشت « 1 » . و خدا داند اصحاب كهف چند سال پيش از ارسطو بودند .
شيخ الرّئيس أبو علىّ بن سينا معتقد بود كه اصحاب كهف قوم ديگر بودند ، و حكايتى كه ارسطو نقل كرده قصّهء ديگر است .
در طبيعيّات « شفا » در صفحهء 70 دو سطر به آخر صفحه مانده گويد :
وَ قَدْ حَكَى الْمُعَلِّمُ الاوَّلُ أيْضًا أنَّ قَوْمًا مِنَ الْمُتَألِّهينَ عَرَضَ لَهُمْ شَبيهٌ بِذَلِكَ . وَ يَدُلُّ التّاريخُ عَلَى أنَّهُمْ كانوا قَبْلَ أصْحابِ الْكَهْف - انتهى .
[ « و به تحقيق كه معلّم اوّل : ارسطو نيز حكايت كرده است كه براى جماعتى از متألِّهين شبيه اين قضيّه پيش آمده است . و تاريخ دلالت دارد بر آنكه آنان قبل از اصحاب كهف بودهاند . » ]
شايد پس از آنكه حضرت مسيح عليه السّلام مبعوث شد ، عيسويان اين قصّه را كه در يونان بر سر زبانها متداول بود و ارسطو نقل كرده ، به ارتكاز ذهنى نسبت به مؤمنين حضرت مسيح عليه السّلام دادند .
و اكثر مسيحيانِ عهد ما قصّهء اصحاب كهف را معتبر
هامش
( 1 ) ميدانيم كه ارسطو استاد اسكندر مقدونى بوده و شهر اسكندريّه را اسكندر به پيشنهاد ارسطو بنا كرده ، و آنجا را دار العلم قرار داده است ؛ و تاريخ اسكندر معروفست . و افلاطون كه استاد ارسطو بوده قريب پانصد سال قبل از ميلاد مسيح ميزيسته است .