سلطنت پادشاه صالح عادل ثئودوسيوس بوده است . « 1 »
آنچه به صاحب اين كتاب مىتوان اشكال كرد اينست كه دليل كافى براى به خواب رفتن اصحاب كهف در زمان طراجان و بيدار شدن آنها در زمان ثئودوسيوس نداريم . بنابراين ، اينگونه طرحى كه نمودهاند از مجرّد فرضيّه تجاوز نمىكند ، و شاهد تاريخى قرار نمىگيرد .
روى همين زمينه ، علّامهء طباطبائى پس از بحث و نقد و تحليل ، از تعيين زمان آنها خوددارى نموده و بحث را تعقيب نكردهاند .
و از طرفى ميدانيم كه اين داستان اگر قبل از حضرت مسيح اتّفاق افتاده بود ، مايهء افتخارى براى يهوديان بود ؛ و آنها اين داستان را با رنگها و زينتها ، آب و تاب داده و بيان ميكردند ؛ درحالىكه در كتب يهود از اين قضيّه خبرى نيست .
و آنچه بيشتر به آن معتقدند از ملل غير اسلامى ، همان مسيحيان هستند .
خواند مير اين داستان را در زمان پادشاهى بلاش پسر فيروز هشتمين پادشاه اشكانى نقل كرده است . « 2 »
حمد الله مستوفى پس از آنكه نام شش نفر از آنها را مىبرد و با شبان هفت نفر مىشوند ميگويد : اينان در زمان دقيانوس كه قبل از
هامش
( 1 ) « الميزان » ج 13 ، ( سنهء 1386 ه ق ) ص 316 و پاورقى ص 319
( 2 ) « حبيب السّيَر » جزء 2 ، از ج 1 ، ص 26 تا ص 28 ، طبع طهران ( بنا به نقل « فرهنگ دهخدا » در مادّهء اصحاب كهف ، ص 2740 )