حضرت عيسى بود به دين حضرت موسى گرويدند ؛ و چون از پادشاه ظالم پيروى نكردند ، به كهف پناهنده شده و سيصد و نه سال خوابيدند و خداوند بعد از ظهور حضرت عيسى آنان را زنده گردانيد . « 1 »
بلعمى ( در ترجمهء تاريخ طبرى ) پس از آنكه مفصّلًا داستان آنها را طبق آيات قرآن بيان مىكند ، خواب آنان را در كهف ، و در زمان دقيانوس ميداند . و نيز معتقد است كه در زمان قبل از حضرت مسيح به كهف پناهنده شدند ، و جُرم آنها پذيرش شريعت حضرت موسى و عدم اطاعت از الهه بوده است .
و چون حضرت عيسى ظهور فرمود داستان اصحاب كهف را كه از بنى اسرائيل بودند بگفت ، و گفت كه : آنان زنده مىشوند و مردم آنها را مىبينند ، و بار ديگر آنها مىميرند ؛ و اين آيتى است براى معاد و قيامت .
پس يك نفر از آنها كه اسمش مكسلمينا بود زنده شد - و او مهتر بقيّه بود - و آنان را آواز داد ، همگى زنده شدند و سگ آنها نيز زنده شده و بر پاى خاست . و چون مردم آن سكّه را كه براى خريد طعام يك نفر از آنها به شهر برده بود ديدند ، دانستند كه او از اصحاب كهف است كه در انجيل قصّهء ايشان را خوانده بودند . علماء انجيل گرد آمدند تا آن قصّه را از او كه يمليخا نام داشت شنيدند ، و او را به نزد پادشاه بردند .
هامش
( 1 ) « تاريخ گزيده » ص 79 ، طبع لندن ( بنا به نقل « فرهنگ دهخدا » در مادّهء اصحاب كهف ، ص 2741 )