شمسى در اين مدّت كه نُه سال مىشود كسر كنيم ، مدّت درنگ آنان در كهف سيصد سال شمسى خواهد شد ؛ و چون سنوات رومى شمسى است ، پس بايد درنگ اصحاب كهف خيلى زودتر از زمان دقيوس يا دقيانوس باشد .
امّا از طرفى مسيحيان چون قائل به قرآن كريم نيستند ، و از طرفى ديگر زمان بيدار شدن آنها را در زمان پادشاه صالح ثئودوسيوس كه فيما بين سالهاى 408 تا 451 ميلادى سلطنت كرده است ميدانند ، بنابراين درنگ اصحاب كهف را تا زمان دقيوس دويست سال يا مقدارى كمتر ميدانند .
رفيق وفا دجّانى در كتاب « اكتشافُ كهفِ أهل الكهف » كه در سنهء 1964 ميلادى انتشار داده است ، متوجّه اين معنى شده و در كتاب خود گفته است كه : پادشاهى كه اصحاب كهف در زمان او غائب شدند دقيوس يا دقيانوس نبوده ، بلكه طراجان بوده است كه فيما بين سالهاى 98 تا 117 ميلادى حكومت روم را به عهده داشته است .
طراجان در سنهء 112 ميلادى فرمانى صادر كرد مبنى بر اينكه هر شخص عيسوى ، كه عبادت آلهه و ارباب انواع را ترك نمايد ، خائن به حكومت شناخته شده و به جوخهء اعدام سپرده مىشود .
اگر فرض كنيم اصحاب كهف در همين سال به درون كهف رفتهاند ، 112 به اضافهء 300 مساوى است با 412 ؛ پس از گذشت سيصد سال شمسى در سنهء 412 بيدار شدهاند . و اين در همان ايّام
معاد شناسى (فارسى) — صفحة 341
مساهمون: السيد محمد حسين الطهراني
ص٣٤١