نيم دور از قوس دائرهء خود را طىّ كرده و در وقت غروب نيز از جانب چپ غار ميگذرد و غائب مىشود .
و اين معنى با غارى مناسب است كه درش به طرف شمال باشد نه به طرف جنوب .
علاوه بر اين ميدانيم كه اگر درِ غار جنوبى باشد ، در دوران روز ، خورشيد به درون غار مىتابد و خصوصاً در فصل زمستان شعاع آن تمام غار را فرا ميگيرد و به درون غار ميرود ، چون در منطقهء معتدلهء شمالى واقع است .
و امّا اگر در غار رو به طرف شمال باشد هيچگاه شعاع آفتاب به درون غار نميرسد و اجساد را متعفّن نمىسازد ؛ چون سير خورشيد نسبت به غار هميشه جنوبى است و محال است كه نور آن به درون غار كه درِ آن به طرف شمال قرار دارد بتابد ؛ و بنابراين اصحاب كهف در مكان واسع ، از هواى خنك و نسيم ملايم بهرهمند شده و گزندى از آفتاب ندارند .
و شايد بر همين اساس مرحوم شعرانى در كتاب « نَثر طوبَى » اينطور تفسير كردهاند كه :
« آفتاب منحرف مىگشت از اصحاب كهف به طرف راست كسى كه در غار روى به درِ غار ايستاده باشد .
چنان كه در نظائر اين عبارت مقصود است ، يعنى اوّل صبح آفتاب بر غار مىتابيد ، آنگاه منحرف مىشد به طرف راست و غائب مىگشت ، باز به هنگام غروب مىآمد و از طرف چپ ميگذشت .
معاد شناسى (فارسى) — صفحة 339
مساهمون: السيد محمد حسين الطهراني
ص٣٣٩