قاضى بيضاوى در تفسير خود ضمن اعتراف ، در كهف را در مقابل بَنات النَّعْش دانسته است و نزديكترين مشارق و مغارب را به كهف ، مشرق و مغرب رأس السّرطان قرار داده است كه چون مدار خورشيد در مدار رأس السّرطان قرار گيرد و بر كهف بتابد ، از كهف منحرف شده و مقابل سمت راست قرار مىگيرد كه در پشت جهت مغرب است ؛ و چون خورشيد غروب كند محاذى با سمت چپ كهف قرار ميگيرد و شعاعش بر جانب چپ كهف ميرسد و عفونت آن را ميزدايد و هوايش را معتدل مىكند و نور خورشيد بر بدنهاى آنان نمىتابد تا جسدهايشان را آزار دهد و لباسهايشان را كهنه سازد - انتهى .
و معلوم است كه بيضاوى براى انطباق كهف به كهف إفِسوس با اين خصوصيّات مجبور شده است جهت راست و چپ را نسبت به خارج غار بگيرد نه داخل . و بسيارى ديگر از مفسّرين بر همين طريق بيضاوى ، محلّ كهف را قرار دادهاند .
دوّم آنكه : در آيه مباركه وارد است :
وَ هُمْ فِي فَجْوَةٍ مِنْهُ
، يعنى اصحاب كهف در مكان مرتفع و بلندى كه در داخل كهف است جاى گرفتهاند ، و در غار إفِسوس چنين محلّ مرتفعى نيست . ليكن اين اشكال در صورتى است كه فَجْوَة به معناى محلّ بلند باشد ، و اين معلوم نيست بلكه بسيارى به معناى ساحت يعنى زمين پهن و گسترده معنى نمودهاند .
سوّم آنكه : در گفتار خداى تعالى وارد است كه :