تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معاد شناسى (فارسى) — صفحة 257

مساهمون:

ص٢٥٧
خداوند تبارك و تعالى داراى قدرت است ، و انسان را زنده مىكند ؛ و آن وقت انسان مىفهمد كه در اين دنيا عبث خلق نشده بود ، و روى حساب و كتاب دقيق بوده است . خواه معاد را انكار كند يا نكند . بگويد كه : اين معادى را كه پيغمبران ميگويند ، كسى نرفته است كه خبر آورد ؛ چه كسى به آخرت سفر كرده و خبر آورده كه چنين و چنان است ؟ انسان از نقطهء نظر مدارك حسّى مىبيند كه مىميرد ، بدنش زير زمين ميرود و مىپوسد ، و روحش هم كه قابل ديدن نيست كه بگوئيم زنده است ؛ پس حقيقت انسان همين بدن عنصرى اوست كه آن هم از بين ميرود و متلاشى ميگردد ، و از روح هم كه خبرى نيست ؛ پس معادى نيست ، خبرى نيست .
إِنْ هِيَ إِلَّا حَياتُنَا الدُّنْيا نَمُوتُ وَ نَحْيا وَ ما نَحْنُ بِمَبْعُوثِينَ
. « 1 » دهريّين و مادّيّين چنين مىگفتند كه : هيچ خبرى نيست ، معادى نيست . « غير از زندگى دنيا چيزى نيست ؛ ما زنده مىشويم و مىميريم ، و براى ما بعث و نشور و حشرى نخواهد بود . »

اعلان معاد از طرف پيامبران ، براى چشم ترس مردم نيست

پس آنچه پيامبران گفتند ، براى مصالح مجتمعات بشرى بوده است ؛ براى تنظيم جوامع و جلوگيرى از تجاوزات و تعديّات مردم است ، كه يك مَتَرسكى كه همان عذاب و كيفر جهان بازپسين است پيوسته در مَرأى و مَسمع مردم ميگذاردند و دائماً در برابر قواى متخيّله و واهمهء آنها جلوه ميدادند كه از سبعيّت و بهيميّت بشر تا
هامش
( 1 ) آيه 37 ، از سورهء 23 : المؤمنون