عود و برگشتش بسوى خدا باشد ؛ چون سير و پيمودن راهى را كه انسان نرفته است ، برگشت نمىگويند ؛ بنابراين ما از نزد خدا آمدهايم ، و به همان جائى بايد بازگشت كنيم كه از همانجا آمدهايم .
كَما بَدَأَكُمْ تَعُودُونَ
. « 1 »
« همانطور كه خداوند عزّ و جلّ شما را از جائى ابتداء كرد و بَدء و نَشْأ شما را از آنجا سرشت و آفريد و مقدّر فرمود ، به همانجا بازگشت خواهيد كرد . »
كَما بَدَأْنا أَوَّلَ خَلْقٍ نُعِيدُهُ
. « 2 »
« همانطور كه ما اوّل خلقت را بدأ و ابتدا كرديم و از جائى كه اوّلين نقطهء نزولش بود پائين آورديم ( و اين عالم را بر پا نموده و بيافريديم ) ، همينطور اين خلقت را به همان نقطه صعود ميدهيم و به همانجا باز ميگردانيم » .
انسان با تمام موجوديّت و با شراشر وجود ، عود مىكند
بنابراين انسان و حيوانات و موجودات ديگر همه داراى معادند ، و به همانجائى كه ابتداى خلقت آنها از آنجا بوده ، بازگشت و مراجعت مىنمايند . و يكى از موجودات و مخلوقات ، انسان است و او هم داراى معاد است .
و چون انسان با تمام موجوديّت و مراتب هستى خود نزول كرده و با همگى شراشر وجودش پائين آمده است لذا بايد با تمام موجوديّت و شراشر وجودش دوباره صعود نموده و بازگشت كند
هامش
( 1 ) ذيل آيه 29 ، از سورهء 7 : الاعراف
( 2 ) قسمتى از آيه 104 ، از سورهء 21 : الانبياء