استقلال فرو ريخت و در اين صفات ، غير او در مقام منازعه و مشاركت با او بر آمد ، و در هنگام بازگشت فسخ شركت مىشود و منازعه تبديل به مصالحه ميگردد .
اينطور نيست . با آنكه اذهان عامّه از اين معنى پر است ؛ ولى اين شرك است و بايد تصحيح شود . زحمات انبياء و مرسلين و ائمّهء طاهرين صلواتُ الله علَيهم أجمعين براى مبارزه با اين شركها بوده است .
چون انسان را به اين نقطه از توحيد دعوت مىكنند ، فرار مىكند ، به اينطرف و آن طرف مىپَرد ، خود را به در و ديوار مىزند .
نفس اژدرهاست او كى مرده است * از غم بى آلتى افسرده است
در بعضى از اوقات كه چون موش ، دمش در لاى تختهء تله گير مىكند سَلَّمنا و ءَامنّا ميگويد و امور را به خدا وامىگذارد و به مجرّد آنكه فرجى شد و از شدّت و عسرت رهائى يافت ، باز برميگردد به همان حالت غفلت اوّليّهء خود .
انسان براى پيشگيرى از آفات و عاهات دنبال دستورات دينى ميرود و اقرار به وحدانيّت خدا مىكند و
مالِكِ يَوْمِ الدِّينِ
« 1 » ميگويد ؛ ولى در قيامت كه از اين حقيقت پرده برداشته مىشود ، با جان و سرّ و عقل و نفس و زبان اقرار به مالكيّت و مَلِكيّت او مىنمايد و ءَامَنَّا وَ صَدَّقْنا ميگويد .
هامش
( 1 ) آيه 4 ، از سورهء 1 : الفاتحة