كامل را نكنند و خود را هم صفّ با سلمان فارسى و هم رزم با عمّار ياسر و أبو ذر غِفارى ندانند ، و رتبه و درجهء آنها در نزد خود آنان مشهود و معلوم گردد آزمايش به عمل مىآيد .
همچنين ظهور سائر صفات و اسماء خدا در قيامت ، براى اقرار و اعتراف منكرين است ؛ نه براى تحقّق اين صفات نسبت به خود ذات بارى تعالى شأنه العزيز .
براى اهل قيامت ، كيفيّت نزول نور توحيد و ولايت در عوالم مشهود است
انسان در اين دنيا در پشت حجابهاى ظلمانى و نورانى محبوس و پرده نشين است ، ولى چون حركت مىكند و با موجودات عوالم عِلوى آشنا مىشود و با آن صُوَرٌ عَارِيَةٌ عَنِ الْمَوَآدِّ عَالِيَةٌ عَنِ الْقُوَّةِ وَ الاسْتِعْدَادِ انس ميگيرد ، مىبيند كه تمام آن عالم نور است .
اوّل ، نور ازلى و ابدى است كه اشراق بر موجودات كرده ؛ بر آن موجودات ملكوتى كه روح محضند و صورت ندارند ، و بالاتر از كمّ و كيف هستند . صورت ، متعلّق به عالم مثال و برزخ است ؛ در آنجائى كه ما فوق عالم مثال است صورت نيست . در آنجا معانى مجرّده و بسيطه و حقائق بَحْته و صرفه وجود دارند .
بعد از آنجا ، آن نور تنازل مىكند و به عالم صورت مىآيد ؛ و براى انسان مشهود مىشود كه چگونه آن نور ، اشراق به اسماء جزئيّه و از آن پس به اسماء جزئىتر نموده ، و به تمام فرشتگان عالم صورت رسيده تا اينكه عوالم يكى پس از ديگرى روى سلسلهء مراتب منظّمِ خود از نور پروردگار بهره و سهميّه برداشتند و از عوالم بالا به خود و از خود به عوالم پائينتر پخش كردند .