تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معاد شناسى (فارسى) — صفحة 209

مساهمون:

ص٢٠٩
نيست ؛ غيرى نيست . در آنجا انسان مىفهمد كه :
لِمَنِ الْمُلْكُ الْيَوْمَ لِلَّهِ الْواحِدِ الْقَهَّارِ
. « 1 »

تفسير آيه : وَ كانَ عَرْشُهُ عَلَى الْماءِ

حضرت استاد ما علّامهء طباطبائى مُدَّ ظِلّه در تفسير فرمايش حضرت سجّاد : مُسْتَقِلًّا بِعَظَمَتِهِ وَ قُدْرَتِهِ فرموده‌اند : « اين كلام آن حضرت تفسير « بودن عرش خدا بر روى آب » است و براى آن شواهدى از كتاب است كه دلالت دارد بر آنكه آب اشاره است به منبع هر حيات و قدرت و عظمت . و بر روى آن آب اگر نقوش زده شود و صورت بندى گردد ، موجودات ظهور پيدا مىكنند ؛ و چون نقوش از بين رود همه محو و نيست ميگردند و عرش خدا دوباره به روى آب بر ميگردد . « 2 » » اين معناى وَ يُعِيدُ عَرْشَهُ عَلَى الْمَآءِ است ، كه موجودات برميگردند و عظمت و علم و قدرت خدا را مىيابند . بارى ، تمام اين مطالب براى اقرار و اعتراف انسان است كه خداوند عظيم و قدير يكى است و هيچ موجودى در حكومت مطلقهء او دخل و تصرّفى ندارد . نه اينكه استقلال در عظمت و قدرت را در اوّل بَدأ خلقت دارا بود و سپس در هنگام معاد و بازگشت موجودات نيز دارا مىشود ، و در اين بين كه نقوش كائنات به ظهور پيوستند و ماهيّات لباس وجود پوشيدند ، او از قدرت و عظمتش كاسته شد و از
هامش
( 1 ) ذيل آيه 16 ، از سورهء 40 : غافر ( 2 ) رسالهء خطّى علّامهء طباطبائى در « معاد » ص 27