بواسطهء علم و عمل تزكيه نمايد و رشد و نموّ دهد ، در اين صورت با اصل جواهر سلسلهء علل خود در مبدأ تكوين مشابهت پيدا مىكند و با آن موجودات طاهره و منوَّرهء عالم علوى تسانخ و تشابه به هم مىرساند .
و اگر مزاج انسان معتدل شود و از أضداد و از قواى مختلفهء شهويّه و غضبيّه و وهميّه مفارقت كند و استعمال آنها را بر اساس اعتدال و اوامر قوّهء عقليّه و ناطقهء قدسيّهء خود در آورد ، در اين صورت با آسمانهاى هفتگانه كه بر فراز او هستند در حيات و در آثار حياتى مشاركت خواهد نمود . »
يعنى انسان مانند « سَبع شداد » آسمانهاى هفتگانهء مُتقَن و محكم ، ترقّى مىكند و داراى روح كمال ميگردد ، و مثل آنان داراى صفات و افعال مجرّده و مطلقه و بسيطه مىشود .
اين شرح مختصرى بود كه در پيرامون اين حديث شريف داده شد ، و بحث تفصيلى آن از حوصلهء اين كتاب خارج است .
خواجه حافظ شيرازى دربارهء آفرينش عالم علوى و اختلاف ظروف و ماهيّات و خلقت انسان كه مجمع صفات خداست ، چه خوب سروده است :
اشعار حافظ در كيفيّت پيدايش انسان و عالم ملكوت
در ازل پرتو حُسنت ز تجلّى دم زد * عشق پيدا شد و آتش به همه عالم زد
جلوهاى كرد رُخت ، ديد مَلَك عشق نداشت * عينِ آتش شد از اين غيرت و بر آدم زد