و استعداد نسبت به مراحل و مراتب بعدى است تبديل به فعليّت ديگرى مىنمايند . و همينطور پيوسته هر قوّه تبديل به فعليّت نسبى ، و آن فعليّت نسبى تبديل به فعليّت كاملترى ميگردد تا به منزل فعليّت محضه برسد و فعليّت مطلقه را حائز گردد .
تخم ميوه كه در آن استعداد درخت و ريشه و ساقه و برگ و ميوههاى فراوان در ساليان متمادى ، نهفته شده است ، چون در زير زمين كاشته گردد بسوى تكامل و پيدايش درخت و دادن ميوه در حركت است .
تمام موجودات اين عالم با داشتن قوّه و استعداد ، بواسطهء خَلع و لَبس ، آن قوا را تبديل به فعليّت مىكنند و با صعود از نردبان ترقّى به تكامل ميرسند . ترقّى و كمال از مختصّات اين عالم است . در آن عالم همهء موجودات داراى فعليّت محضه هستند .
هر كس از اينجا رفت ، در آنجا با هر فعليّتى كه هست همان است كه از دنيا ميرود ؛ مُهر مىشود . گرچه در عالم برزخ فىالجمله حركت و تكاملى هست ليكن همانطور كه سابقاً اشاره شد عالم برزخ از تتمّهء عالم دنيا محسوب ميگردد ، چون داراى خصوصيّات كمّ و كيف است كه از جهتى مشابه با موجودات مادّى است ؛ ولى در قيامت بههيچوجه تكاملى و حركتى نيست و هر كس پا به قيامت گذارد به فعليّت محضه رسيده است .
ملائكهء آن عالم حركت و تكامل ندارند . هر كدام از آنها براى هر مأموريّت و وظيفهاى كه آفريده شدهاند ، تا آخر براى همان جهت
معاد شناسى (فارسى) — صفحة 188
مساهمون: السيد محمد حسين الطهراني
ص١٨٨