مىشود و انسان وارد باغ مىگردد .
افرادى كه اين كار را نمىكنند ، اعمال صالحهاى انجام نميدهند بطورى كه بتوانند اين ديوار را بشكافند و وارد آن باغ شوند ، يا اعمال صالحهاى انجام ميدهند امّا كم و بيش ، چكّشى ميزنند به ديوار ، امّا نه مرتّب ، زمان هم كه دارد ميگذرد ؛ چون اين ديوار ، زمان است كه بين ما و آن باغ واقع شده است ، و امتداد طول اين ديوار امتداد زمان است ، بنابراين آن زمان اينها را از جلوى آن ديوار مىبرد كنارتر و آن طرفتر ، و هر چه زمان ميگذرد اينها با زمان در طول ديوار حركت مىكنند . مىآيند جلو ؛ و عوض آنكه ديوار را بشكافند ، جلو ميروند و طول ديوار را طىّ مىكنند .
يا اينها موفّق مىشوند بالاخره پس از يك سال ، دو سال ، ده سال ، و كمتر و بيشتر آن ديوار را بشكافند و وارد عالم برزخ شوند ؛ يا اينكه موفّق نمىشوند و اين طىّ زمان اضطراراً آنها را به امتداد ديوار جلو مىبرد ، تا آنكه ديوار زمان آنها به پايان ميرسد ، يعنى مرگشان ميرسد ؛ آنجا بالاخره نقطهاى است كه بايد وارد برزخ گردند .
ديدهايد در بعضى از كارخانجات ريلى روى زمين مىسازند و سپس چند چرخ با تسمه حركت مىكند و دائماً به روى اين ريل ميگردد . و اگر يك صندلى و يك صندوق يا چيز ديگرى را بخواهند به آخر كارخانه ببرند روى اين ريل ميگذارند ، و حركت تسمه و چرخها از سقف كارخانه كه به اين ريل متّصل است موجب حركت اين چيز خواهد شد تا به انتهاى كارخانه برسد .
معاد شناسى (فارسى) — صفحة 152
مساهمون: السيد محمد حسين الطهراني
ص١٥٢