تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معاد شناسى (فارسى) — صفحة 150

مساهمون:

ص١٥٠
عالم طبع كه زمان دارد ؛ بايد بگوئيم : عالم برزخ موجود است ، عالم قيامت موجود است . و اينكه ميگوئيم الآن عالم قيامت موجود است ، از باب ضيق عبارت است . چون عبارتى غير از اين براى رسانيدن اين معنى نمىتوانيم استخدام كنيم ؛ فقط ميتوانيم بگوئيم : عالم قيامت موجود است و دنبال اين عالم نيست بلكه احاطه بر اين عالم دارد . و اگر بجاى الآن لفظ فعلًا استعمال كنيد ، باز همين إشكال هست ؛ چون اينها عباراتى هستند كه يك معنى را ميرسانند ، بالاخره عوالم تو در تو است ، و يكى بر ديگرى سيطره و احاطه دارد . اين عالم مورد نظر و سيطرهء عالم برزخ است ؛ و عالم برزخ مورد نظر و سيطرهء عالم قيامت است . چون آن عوالم سيطره بر اين عالم دارند ، تمام جهات اين عالم زير نظر آن عوالم است ، ولى عكسش اين‌طور نيست ؛ عالم برزخ سيطره و احاطه بر عالم قيامت ندارد ، و عالم طبع سيطره و احاطه بر عالم برزخ ندارد . موجوداتى كه در عالم طبع و مادّه‌اند سيطره‌اى بر عالم مثال و صوَر ملكوتى ندارند ، و موجوداتى كه در عالم مثال و ملكوت أسفل هستند سيطره‌اى بر عالم ملكوت أعلى و نفس ندارند .

تمثيل حجاب بين عالم طبع با عالم قيامت به ديوار طولانى

اين اجمال مطلب است ؛ و با يك مثال شايد اين مسأله خوب روشن شود : شما ميدانيد مثلًا ما فعلًا كه اينجا نشسته‌ايم محلّى است ، مسجدى است . فرض كنيد : در پشت اين محلّ و اين مسجد يك باغ