شما خود را روى اين ريل ببينيد كه در كنار ديوار زمان و به موازات آن كشيده شده است . و اين تسمهء عالم غيب ، چرخهاى زمان را به حركت در آورده و بالنّتيجه صندلى شما را كه بر روى آن نشستهايد حركت ميدهد و پيوسته به جلو مىآورد . الآن فرضاً اگر وقت ظهر باشد ، صندلى ما در مقابل يك نقطه از اين ديوار است ؛ يك ساعت كه بگذرد ، صندلى جلوتر ميرود و در مقابل نقطهاى ديگر قرار ميگيرد .
و دائماً پيوسته بدون اختيار و ارادهء شما جلوتر ميرود ؛ دائماً اين چرخها در حركت است و انسان را خواهى نخواهى به جلو مىبرند ، تا هنگامى كه مرگ انسان فرا رسد و ديوار به پايان رسد و به نقطهء آخر كارخانه منتهى گردد . اين ديوار سدّ بين ما و شما و بين عالم برزخ است .
افرادى كه ديوار را بشكافند ، و از روى ريل از داخل ديوار به درون باغ وارد شوند ، وارد در برزخ شدهاند ؛ و افرادى كه نشكافند و همينطور از روى صندلى خود تكان نخورند ، ريل پيوسته آنها را به جلو مىبرد ، و اينها پيوسته منتظر برزخند كه بعد از اين عالم برايشان پيدا شود .
ديگر نميدانند كه آن برزخ روبروى آنهاست ، و يك ديوار بيشتر فاصله نيست ؛ از روبرو بايد رفت نه از درازاى ديوار ! ولى چون همّت شكستن اين سدّ را ندارند چرخ زمان پيوسته آنها را به جلو مىبرد ؛ تا هنگام مرگ برسد ، و ديوار خراب گردد و وارد برزخ شوند .
معاد شناسى (فارسى) — صفحة 153
مساهمون: السيد محمد حسين الطهراني
ص١٥٣