برداشته مىشود ، و با اينكه در دنيا هستند و روى زمين طبع و عالم زمان زيست مىكنند ، از برزخ وارد عالم نفس و قيامت شده و آن بهشتهائى كه در عالم قيامت وعده داده شده است همه در نزد آنان حاضر و مشهود است .
افرادى كه اين كار را نمىكنند ، رفتهاند در برزخ ؛ امّا نمىتوانند بروند در قيامت ؛ آنان باز هم بايد آن ديوارى كه در جلوى آنان قرار دارد و بين آنان و قيامت فاصله شده است را طىّ كنند تا برسند به زمانى كه در نفخ صور در عالم قيامت حاضر شوند .
بنابراين ، قيامت در عرض برزخ نيست ؛ در طول آنست . و ليكن انكشاف عالم قيامت و معرفت بر خصوصيّات و احوال و خواصّ و آثار آن عالم متوقّف بر نفخ صور و اضمحلال عالم برزخ است .
برزخ و قيامت انسان در خود اوست و ميتواند در دنيا به آن برسد
بنابراين افرادى كه در دنيا هستند ، مىتوانند هم به برزخ برسند و هم به قيامت ، و مشاهده كنند كه عالم برزخ بر اين عالم طبع احاطه دارد ، و عالم قيامت بر عالم برزخ و دنيا هر دو احاطه دارد .
پس از بيان اين مطلب كه به عنوان مقدّمه يادآور شديم ، معلوم مىشود كه اگر از ما سؤال كنند كه زمان قيامت چه موقع است ؟ جواب آن چيست .
جواب آن اينست كه قيامت حاضر است ، حاضر ! از يك چشم به هم زدن به انسان نزديكتر است . و رضوان خدا از يك چشم به هم زدن به انسان نزديكتر است . چون برزخ انسان در خود انسان است ، و چون قيامت انسان در خود انسان است .