است آنطور كه براى ما از باغهاى برزخى شرح دادهاند ؛ از بهشت برزخى يا جهنّم برزخى . و اين ديوار ، ديوارى است طولانى ، يعنى اين ديوار كه بين ما و اين باغ و يا اين گُلخَن و جهنّم فاصله دارد طولانى است .
به ما ميگويند : شما بايد از اينجا حركت كنيد و برويد در آن باغ ! و اين سيرى است كه تمام افراد بشر بدون استثناء بايد بكنند ؛ همه بايد وارد عالم برزخ گردند .
اگر انسان در اثر تعليمات الهيّه و متابعت از دستورات خدا ، تزكيهء نفس كرد و به مقام طهارت رسيد و سرّش را پاك كرد ، بطورى كه بتواند موجودات عالم ملكوت را در اينجا ببيند ؛ او همينطورى كه در اين مسجد نشسته است يكسره به سراغ ديوار ميرود ، و ديوار را با كلنگى و با چكّشى مىزند ، مىزند ، مىزند تا بالاخره آن را سوراخ مىكند ، و كم كم سوراخ را توسعه ميدهد بطورى كه بتواند از داخل آن وارد باغ شود .
در اين دنياست ، و ليكن به برزخ رسيده است . و راهش ، راه مجاهدهء با نفس است ؛ كه آنچه را كه خدا ميگويد پيروى كند ، و آنچه را كه نفس امّاره امر مىكند انسان از آن پرهيز نمايد .
اين كلنگها و چكّشهائى را كه مىزند و از هر ضربهاى يك تكّه سنگى مىافتد و يا يك قطعه آجر و يا سيمانى جدا مىشود ، حكم آن أعمال صالحهاى است كه انسان در دنيا انجام ميدهد و با هر يك از اعمال صالحه يك رفع حجابى مىشود ؛ تا بالاخره اين ديوار برداشته
معاد شناسى (فارسى) — صفحة 151
مساهمون: السيد محمد حسين الطهراني
ص١٥١