و لذا اسم اين عالم را جهان طبع و مادّه گذاردهاند .
يك عالم ديگر داريم كه در آن مادّه نيست ، و طبايع وجود ندارند . آن عالم ، عالم مثال و برزخ است كه در آنجا حقيقت و ملكوت موجودات بسيار قوىتر و عجيبتر و شريفتر و عالِمتر و قادرتر است ؛ و آن جهان بطور كلّى از اين جهان بسيار قوىتر است از تمام جهات .
ولى آن عالم بر اين عالم احاطه دارد ؛ دنبال اين عالم نيست كه اين عالم طبع و مادّه سپرى شود ؛ و چون سپرى گردد ، آن زمانى كه بدنبال اين زمان است عالم برزخ و مثال باشد .
از عالم مثال و برزخ بالاتر ، عالم نفس است كه در آنجا موجودات خيلى عجيبتر و قوىترند . علمشان ، ادراكشان ، قدرتشان بيشتر از عالم برزخ است .
و آن عالم نيز دنبال عالم برزخ نيست كه بگوئيم در زمانى كه عالم برزخ سپرى شود در آن زمان عالم قيامت طلوع مىكند ؛ چون اصولًا عالم قيامت زمانى نيست ، ما فوق زمان است .
بنابراين عالم قيامت كه ظهور تجلّيات نفس است احاطهء بر عالم برزخ دارد .
عالم برزخ احاطه بر اين عالم دارد ؛ و عالم قيامت احاطه بر عالم برزخ .
بنابراين الآن ، عالم برزخ و قيامت موجود است . ولى الآن كه ميگوئيم صحيح نيست ، چون الآن يعنى اين زمان ، و اشاره كرديم به
معاد شناسى (فارسى) — صفحة 149
مساهمون: السيد محمد حسين الطهراني
ص١٤٩