و اينان به عنوان اولويّت از آنها اطاعت ميكردند و حقّ مولويّت برايشان قائل شده بودند ، همهء آنها باطل بوده و جملگى گم شدند .
امروز مولاى حقّ تجلّى كرده ، و خداوند با تمام قدرت و عظمت و وحدت براى آنان ظاهر و مشهود است .
وَ ضَلَّ عَنْهُمْ ما كانُوا يَفْتَرُونَ
. و آنچه به خدا افترا مىبستند ، و قدرت و عظمت و علم خدا را دزديده و به اين ارباب متفرّق و مَوالى باطل نسبت ميدادند و از آنها اطاعت ميكردند ، همه گم شدند . چون علم متعلّق به خداست و بس ، و نسبتش به موالىِ باطل غلط است . قدرت اختصاص به خداى واحد دارد و بس ، و نسبتش به موالى باطل غلط است .
در آن روز برايشان ظهور مىكند و مىبينند : عمرى را عبادت كرده اطاعت نمودهاند غير خدا را ، و فقط پندار را پرستيدهاند نه حقّ را . حقيقت عبادت به مرجع عبادت برگشته كه خدا بوده ، و گناه ، پندار او بوده كه خداى لا شريك له را كه ذاتش نامتناهى است ، حياتش نامتناهى است ، علمش نامتناهى است ، قدرتش نامتناهى است ؛ چرا آن نامتناهى را در اين دريچههاى كوچك محبوس و محدود كرده است ؛ و آن ذات مقدّس و اسماء جماليّه و جلاليّه لا يتناهى را به صورت ذات و اسماء معيّن و مقيّد ، تقاضا كرده است ؟
گناه از تحديد و تقييد است ، نه در اصل عبادت او .
در روز قيامت مشركين مىگويند ما خدا را عبادت كردهايم
وَ يَوْمَ يُنادِيهِمْ فَيَقُولُ أَيْنَ شُرَكائِيَ الَّذِينَ كُنْتُمْ تَزْعُمُونَ * قالَ الَّذِينَ حَقَّ عَلَيْهِمُ الْقَوْلُ رَبَّنا هؤُلاءِ الَّذِينَ أَغْوَيْنا أَغْوَيْناهُمْ