« و روزى ميرسد كه آن مردمان مشرك و متجاوز را در قيامت محشور ميگردانيم ، و سپس به آنان خطاب نموده و ميگوئيم : شما در مكان خود باشيد ! و شركائى را هم كه در مقابل خدا مؤثّر ميدانستيد در مكان خود باشند ؛ پس بين آنها جدائى مىافكنيم .
و آن شركاء به اينها ميگويند كه : شما ما را در دنيا عبادت نميكردهايد ؛ و خداوند بين ما و شما گواه است كه ما از عبادت شما غافل بوده و نسبت به آن اطّلاعى نداشتيم !
در آن جا هر نفْسى آنچه را براى خود از پيش فرستاده است مىآزمايد و حقيقتش براى او معلوم مىشود ؛ و همه بسوى مولى و صاحب اختيار به حقّ خود بازگشت مىنمايند ؛ و آنچه را كه افتراء مىبستند و آنها را به جاى خدا عبادت ميكردند ، از نزد آنها گم مىشود . »
آيه بسيار عجيبى است .
انسان در دنيا موجوداتى را به عنوان مؤثّر مىپذيرد ، و از آنها براى رفع حوائج خود استمداد ميجويد ، و آنان را به نظر استقلالى مينگرد . اين شرك به خدا است ؛ شرك جلىّ و يا شرك خفىّ ، چون غير از خدا موجودى مؤثّر نيست .
خدا ميفرمايد : ما آنها را حاضر مىكنيم و نيز آن افرادى كه از آنها اطاعت كرده و آنان را عبادت نمودهاند حاضر مىسازيم ، و ليكن در ان عالم اينها نمىتوانند به آن معبودها نزديك شوند و تقرّب جويند ؛ آن قُرب و نزديكى اختصاص به عالم دنيا داشت كه از يكديگر رفع
معاد شناسى (فارسى) — صفحة 116
مساهمون: السيد محمد حسين الطهراني
ص١١٦