سر خود را از عمارى بيرون آورده و فرمودند : شنيدم از پدرم موسى ابن جعفر كه مىگفت : شنيدم از پدرم جعفر بن محمّد كه مىگفت : شنيدم از پدرم محمّد بن علىّ كه مىگفت : شنيدم از پدرم علىّ بن الحسين كه مىگفت : شنيدم از پدرم حسين بن علىّ كه مىگفت : شنيدم از پدرم علىّ بن أبى طالب كه مىگفت : شنيدم از رسول خدا صلّى الله عليه و آله و سلّم كه مىگفت : شنيدم از جبرائيل كه مىگفت :
سَمِعْتُ اللهَ عَزَّ وَ جَلَّ يَقُولُ : لَا إلَهَ إلَّا اللهُ حِصْنِى ، فَمَنْ دَخَلَ حِصْنِى أَمِنَ [ مِنْ ] عَذَابِى .
« شنيدم از خداوند عزّ و جلّ كه مىگفت : لَا إلَهَ إلَّا اللهُ قلعه و پناهگاه من است ، پس هر كس در اين پناهگاه داخل شود از عذاب من در امان است . »
و چون عمارى حركت كرد صدا زده فرمودند :
بِشُروُطِهَا وَ أَنَا مِنْ شُرُوطِهَا .
« اين ايمنى از عذاب خدا در صورتيست كه به شرطهاى كلمهء لَا إلَهَ إلَّا اللهُ رفتار كنند ، و من از شروط آن هستم . »
و سپس صدوق فرموده است آنچه در اين باره از روايات شريفه وارد شده است ، من آنها را در كتاب « توحيد » آوردهام « 1 » . »
هامش
( 1 ) « معانى الاخبار » ص 370 و 371 ؛ و در « عيون أخبار الرّضا » طبع سنگى ، ص 313 و 314 ؛ و در « توحيد » صدوق ص 24 و 25 ؛ و در « أمالى » شيخ طوسى ، ج 2 ، ص 201 ؛ و در « الجواهر السّنيّة » ص 147 و ص 222 و