تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معاد شناسى (فارسى) — صفحة 267

مساهمون:

ص٢٦٧
استاد ما حضرت علّامهء طباطبائى مُدّ ظلّه چند خطبه از « نهج البلاغة » راجع به توحيد در جلد ششم تفسير « الميزان » از صفحهء 96 تا صفحهء 104 آورده‌اند كه بسيار شايان دقّت است . اوّل ، خطبهء اوّل : الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِى لَا يَبْلُغُ مِدْحَتَهُ الْقَآئِلُونَ - تا آخر خطبه . دوّم ، خطبهء شصت و سوّم : الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِى لَمْ يَسْبِقْ لَهُ حَالٌ حَالًا - تا آخر خطبه . سوّم ، خطبهء صد و پنجاهم : الْحَمْدُ لِلَّهِ الدَّالِّ عَلَى وُجُودِهِ بِخَلْقِه - تا آخر خطبه . چهارم ، خطبهء صد و شصت و يكم : الْحَمْدُ لِلَّهِ خَالِقِ الْعِبَادِ وَ سَاطِحِ الْمِهَادِ - تا آخر خطبه . پنجم ، خطبهء صد و هشتاد و چهارم : مَا وَحَّدَهُ مَنْ كَيَّفَهُ ، وَ لَا حَقِيقَتَهُ أَصَابَ مَنْ مَثَّلَهُ - تا آخر خطبه . سپس حضرت استاد فرموده‌اند : مطالبى را كه در اين خطبه‌ها أمير المؤمنين عليه السّلام بيان فرموده‌اند دربارهء توحيد بالصّرافة ذات حقّ تعالى ، احدى از علماء معناى آن را تا هزار سال ادراك نكرده است و حتّى بو على سينا نيز اين معنى را تفهّم ننموده و توحيد حقّ را توحيد عددى ميدانسته است . و نيز مطالب نفيسى در پاورقى ص 110 آورده‌اند كه شايان ملاحظه است . أقول : ظاهراً مراد استاد از علماء بعد از هزار سال مرحوم