شود ، قبلًا خداوند در قرآن داستان حضرت إرميا على نبيّنا و آله و عليه السّلام را بيان مىكند و به دنبال آن قضيّهء حضرت إبراهيم را بيان مىنمايد .
مردن و زنده شدن إرمياى پيغمبر
حضرت إرميا از پيغمبران است و با وجودى كه همهء پيغمبران بر توحيد دعوت مىكنند و همه داراى درجهء عصمتند ، ولى در مقامات و مراتب متفاوتند .
بعد از آنكه بُختُنَصَّر « 1 » بيت المقدس را خراب كرد و هفتاد هزار نفر را در آنجا كشت و تمام آن نواحى را به تصرّف در آورد و قراء و قصبات را با خاك يكسان نمود ، و بعد از آنكه سقفهاى قريه پائين آمده و مردگان به صورت استخوانهاى از هم متلاشى شده درآمده بودند ؛ إرميا از كنار قريه حركت ميكرد . ( و در بعضى از روايات كه اين قضيّه را به عُزَير نسبت ميدهد صحيح نيست ، اين روايات سندى ندارد و از روايات آحاد است ، و اين قضيّه مسلّماً متعلّق به إرميا است . )
إرميا كه حركت ميكرد ، عبورش در ميان بيابان به قريهاى افتاد . ديد كه سقفهاى اين قريه فرود آمده و خراب شده ، و اهل قريه همه مردهاند ، و استخوانهايشان از هم متفرّق و جداجدا شده ، و بدنهاى آنان در اين قريه افتاده است .
قالَ أَنَّى يُحْيِي هذِهِ اللَّهُ بَعْدَ مَوْتِها
؟ از روى تعجّب و بزرگ
هامش
( 1 ) وجه ضبط بُختُنَصَّر را و وجه تسميهء او را بدين نام ، قبلًا در همين كتاب ، ضمن مجلس 21 ، آوردهايم .