وَ انْظُرْ إِلى حِمارِكَ وَ لِنَجْعَلَكَ آيَةً لِلنَّاسِ
. « 1 »
حالا نگاهى به الاغت بكن ، و بدانكه ما تو را يك آيت الهيّه براى مردم قرار دادهايم ؛ يك آيه و علامت براى قدرت و عظمت و جلال خود .
وَ انْظُرْ إِلَى الْعِظامِ كَيْفَ نُنْشِزُها ثُمَّ نَكْسُوها لَحْماً
. « 2 »
و نگاهى به استخوانها بنما ، و ببين چگونه ما آنها را از زمين بلند كرده و به هم متّصل نموده و سپس گوشت به روى آنها مىپوشانيم .
نگاه كن به الاغ ! نگاه كرد و ديد خداوند در يك لحظه تمام اين ذرّات را به هم پيوسته و ذرّات استخوانها از اينطرف و آن طرف جمع شدند ، و روى آن گوشت و پوست آمد ؛ الاغ برخاست و ايستاد .
ببين چگونه ما تو را زنده كرديم و استخوانهايت را به هم پيوستيم و به روى آن گوشت پوشانيديم ؛ و تو را درست و مستوى نموديم . ( ظاهراً اوّلين جائى كه از خود إرميا زنده شد چشم او بود درحالىكه مانند غِرقِئ البِيض « 3 » : سفيدهء تخم مرغ بود . )
آيا اينها مورد تعجّب نيست كه در يك طرفة العين خدا چنين كند ؟ إرميا را با استخوانهاى پوسيده و شكسته و خرد شده و نيز الاغش را
هامش
( 1 ) قسمتهائى از آيه 259 ، از سورهء 2 : البقرة
( 2 ) همان
( 3 ) غِرقِئ البيض در لغت هم به معنى سفيدهء تخم مرغ آمده است و هم به معنى پوست نازك و لطيف سفيده كه در زير قشر سخت تخم مرغ قرار دارد .