تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معاد شناسى (فارسى) — صفحة 252

مساهمون:

ص٢٥٢
ثُمَّ بَعَثَهُ قالَ كَمْ لَبِثْتَ قالَ لَبِثْتُ يَوْماً أَوْ بَعْضَ يَوْمٍ قالَ بَلْ لَبِثْتَ مِائَةَ عامٍ .
خداوند جلّ و عزّ پس از صد سال او را زنده كرد و به او خطاب فرمود : چقدر در اينجا درنگ كردى ؟ إرميا نگاهى به اين‌طرف و آن طرف كرد و گفت : يك روز يا مقدارى از يك روز ! چون وقتى خداوند او را ميرانيد صبح بود ، و حالا كه پس از صد سال زنده‌اش نموده بعد از ظهر است ؛ إرميا پنداشت خسته بوده و يك شب در اينجا خوابيده است و بنابراين توقّفش يك روز بوده است . و سپس گفت : شايد شب نخوابيده باشم و از صبح تا عصر در اينجا به خواب رفته باشم ، و در اين صورت توقّفش مقدارى از روز بوده است . خداوند به او خطاب كرد : بلكه درنگ تو در اينجا صد سال است ، صد سال .
فَانْظُرْ إِلى طَعامِكَ وَ شَرابِكَ لَمْ يَتَسَنَّهْ
. « 1 » نگاهى به خوراكى و آشاميدنى كه با خود آورده بودى بينداز و ببين ابداً تغيير نكرده است ! با آنكه زودترين چيزى كه خراب مىشود و متعفّن ميگردد همان انگور يا انجير و آب انگور است كه بسيار لطيف بوده و تحمّل گرما و تغييرات جوّى را ندارد .
هامش
( 1 ) قسمتى از آيه 259 ، از سورهء 2 : البقرة