تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معاد شناسى (فارسى) — صفحة 246

مساهمون:

ص٢٤٦
و مفاد اين روايات اينست كه در صورت نبودن امام ، عالَم ، عالَم نيستى و عدم است . اگر امام نباشد ، نه تنها انسان بلكه حيوان و جنّ و ملائكه و زمين و زمان عدمند ؛ نه اينكه خاكسترند ، چون خاكستر هم موجودى است و قوامش به وجه الله است ، بلكه عدم محضند . علّت اينكه خداوند وجه الله را هلاك نفرموده و در آيه نفخ صور به صورت استثناء بيان نموده است ، نه يك عنوان تشريفاتى و اعتبارى است ، بلكه بر اساس يك حقيقت عالى است . كلمات قرآن مجيد ، متين و استوار و قاطع است ، نه مزاح و شوخى ؛
إِنَّهُ لَقَوْلٌ فَصْلٌ * وَ ما هُوَ بِالْهَزْلِ .
« 1 » و إن إن‌شاءالله بحث أعراف خواهيم گفت كه بعد از آنكه خداوند مفصّلًا حالت بهشتىها را بيان مىكند و گفتگوى آنها را با جهنّمىها و عذابهاى آنان ، و گفتگوى جهنّمىها را با بهشتىها بيان ميفرمايد ، سپس ميگويد يك حجابى بين اين دو دسته مىباشد كه بر روى آن مردانى قرار دارند :
وَ بَيْنَهُما حِجابٌ وَ عَلَى الْأَعْرافِ رِجالٌ يَعْرِفُونَ كُلًّا بِسِيماهُمْ
. « 2 » « بين بهشتىها و جهنّمىها ديوارى ( و كوهى چنانچه در روايات وارد است ) كشيده مىشود ، و آن حجاب همان أعراف است كه در
هامش
( 1 ) آيه 13 و 14 ، از سورهء 86 : الطّارق ( 2 ) قسمتى از آيه 46 ، از سورهء 7 : الاعراف