بخوانيد ، حضرت فرمود : سوگند به خدا كه ما اسماء حُسنى هستيم ، آنچنان اسمائى كه خداوند از بندگانش هيچ عملى را قبول نمىكند مگر به معرفت ما . » « 1 »
و نيز از « بصائر الدّرجات » روايت است كه با إسناد خود از حضرت باقر عليه السّلام روايت مىكند كه فرمود :
إنَّ اسْمَ اللهِ الْأعْظَمَ عَلَى ثَلَاثَةٍ وَ سَبْعِينَ حَرْفاً ، وَ إنَّمَا عِنْدَ ءَاصِفَ مِنْهَا حَرْفٌ وَاحِدٌ ، فَتَكَلَّمَ بِهِ فَخَسَفَ بِالارْضِ فِيمَا بَيْنَهُ وَ بَيْنَ سَرِيرِ بِلْقَيْسَ ، ثُمَّ تَنَاوَلَ السَّرِيرَ بِيَدِهِ ، ثُمَّ عَادَتِ الْأرْضُ كَمَا كَانَتْ أَسْرَعَ مِنْ طَرْفَةِ عَيْنٍ .
وَ عِنْدَنَا نَحْنُ مِنَ الاسْمِ اثْنَانِ وَ سَبْعُونَ حَرْفاً ، وَ حَرْفٌ عِنْدَ اللهِ اسْتَأْثَرَ بِهِ فِى عِلْمِ الْغَيْبِ عِنْدَهُ ، وَ لَا حَوْلَ وَ لَا قُوَّةَ إلَّا بِاللهِ الْعَلِىِّ الْعَظِيمِ .
« اسم اعظم خداوند از هفتاد و سه حرف بوجود آمده است ، و از اين حروف در نزد آصف بن برخيا فقط يك حرف بود ، كه با آن حرف تكلّم كرد و بدين جهت زمين فيما بين او و بين تخت بلقيس فرو رفت . و پس از آن تخت را بدست خود گرفت و در نزد سليمان گذاشت و سپس زمين به حال اوّليّهء خود برگشت ، و تمام اين كارها از يك چشم بر هم نهادن كمتر بود .
و در نزد ما از آن اسم هفتاد و دو حرف است ، و يك حرف از آن حروف اختصاص به خدا دارد كه به علم غيب خود مختصّ گردانيده
هامش
( 1 ) تفسير « الميزان » ج 8 ، ص 384